به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

اسحاق بن حیوه حضرمی


نامش اسحاق بن حیوه حضرمی بود که به او اسحاق بن حویه هم می‌گفتند. اهل کوفه بود و گفته شده از جمله کسانی بوده است که برای امام حسین علیه السلام نامه فرستاد و ایشان را به کوفه دعوت کرد.
ولی هنگامی که عبیدالله بن زیاد وارد کوفه شد به سرعت پیمان شکست و در صف مبارزان با مسلم بن عقیل قرار گرفت.
اهل و نسب بالایی نداشت و به کسی نیز وصل نبود برای همین بسیار کوشید تا ارادت خود به عبیدالله بن زیاد را کامل کند. هنگامی که عمر سعد مامور شد به کربلا برود و با سپاهیان امام حسین علیه السلام بجنگد اسحاق بن حیوه نیز به سپاهیان عمر سعد پیوست.
در واقعه‌ی روز عاشورا نام او بسیار آمده که به همراه برخی دیگر از سپاهیان در غارت اموال امام و اهل بیت ایشان نقش داشته است. از او در میان کسانی که به خیمه‌های اهل بیت علیهماالسلام بی احترامی کرده نام برده شده است.


گویی اسحاق بن حیوه برای سرقت اموال لشکریان امام حسین علیه السلام و جمع آوری غنایم به کربلا آمده بود. در منابع از او به عنوان سارق پیراهن امام حسین علیه السلام نام برده شده است (شیخ مفید – الارشاد – جلد دوم). و همچنین نقل شده است که اسحاق پس از سرقت لباس امام حسین علیه السلام آن لباس را بر تن کرده و تا پایان عمر به مرض برص دچار شده بود به طوری که تمام موهای بدنش ریخت.
ولی اسحاق بن حیوه حضرمی جنایات خود در کربلا را این گونه به پایان نرساند. او به همراه ده نفر دیگر از سپاهیان عمر سعد داوطلب شدند تا بر پیکر ابا عبدالله حسین علیه السلام و یارانش اسب بتازانند. و استخوان‌هایآن حضرت را در هم شکستند (محمد بن جریر طبری- تاریخ الامم و الملوک – جلد چهارم). پس از واقعه‌ی عاشورا اسحاق بن حیوه به مرض پیسی یا برص دچار شد و چهره اش دگرگون شد و تمام موهای سر و بدنش ریخت تا سال ۶۶ هجری قمری زمانی که مختار ثقفی قیام کرد با بدبختی زندگی کرد و پس از قیام به دستور مختار او و بقیه‌ی آن ده نفر را گرفته و به قتل رساندند.
آورده شده مختار آن‌هارا با میخ به زمین بست و به دستورش آن قدر بر بدن ایشان اسب تازاندند تا به درک واصل شدند.

علامه مجلسی – بحارالانوار- جلد ۴۵